| چگونه با تفکر به جنگ مشکلات برویم؟ |
| ساعت ٢:۳٦ ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٩ |
|
آدمی موجودی کمال طلب است و دلیل این ادعا دنیای صنعتی امروز است که انسان به قیمت کمال خود،درد و استرس و آلودگی هایش را بر خود هموار ساخته ست.اندیشیدن هنر آدمی است.اگر این هنر بر اثر استرس ها و تنیدگی های روزمره تحت تاثیر قرار گیرد،گویی نقطه قوتی در کار نخواهد بود.این مقاله را به این دلیل بخوانید چون ما کمال طلبیم و نیاز به انیدشیدن داریم.به قول دکارت فیسوف فرانسوی : "می اندیشم ،پس هستم . . ." احساسات شما متاثر از افکار شماست؟ ما به این دلیل پیش از صحبت در برابر جمع مضطرب می شویم که این گونه حرفها را به خودمان می گوئیم مثلا به خودمان می گوئیم الف)ممکن است اشتباه کنم و آبرویم جلوی دیگران برود ویا ب)اگر اشتباه کنم و آبرویم جلوی دیگران برود خیلی بد خواهد شد اما اگر به جای جمله (ب)فقط جمله(الف)را به خودمان بگوئیم یا جمله دیگری مثل (ج)را به خودمان بگوئیم که اگر اشتباه کنم و آبرویم برود درست است که ناجور شده اما لزومی ندارد تصور کنم که خیلی بد شده است،عملا" هرگز مضطرب نخواهیم شد احساس خوب از طریق تفکر صحیح عملکرد ما به طور همزمان دارای جنبه های مختلفی است ما بطور همزمان ادراک، حرکت ، تفکر می کنیم و تهییج می شویم. این چهار شیوه اصلی ارتباط ما با دنیا از هم مجزا نیستند و با شروع یکدیگر قطع نمی شوند . آنها باهم همپوشی دارند و هر یک جنبه های مختلفی از زندگی ما را دربرمی گیرند.بنابراین تفکر علاوه بر تغییرات زیستی- الکتریکی مغز و یادآوری ، یادگیری و حل مسئله ،شامل رفتارهای حسی ، حرکتی و هیجانی هم می باشد. نحوه خلق احساسات و هیجانات
کلمه هیجان به معانی زیر استفاده می شود:
با افکارتان به جنگ آشفتگیهای هیجانی بروید. افرادی که رفتارهای روان رنجورانه دارند ظرفیتهای بالقوه ای دارنداما نمی دانند رفتارهایشان چطور به آنها لطمه می زند ،گاهی هم می دانند اما به دلایلی غیر عادلانه از رفتارهای مخرب خویش دست نمی کشند از آنجا که ما معتقدیم این افراد ظرفیتهای بالقوه ای دارند،و فطرتا"کم هوش نیستند بر این باوریم که دلیل مشکلات هیجانی آنان نا آگاهی آنها ازنحوه تفکر صحیح تر و انجام رفتارهای کمتر مخرب است گاهی هم از این موضوع با خبرند اما تلاشی در این مورد نمی کنند. تشخیص رفتارهای روان رنجورانه و مقابله با آنها
غلبه بر تاثیرات گذشته نظام فرویدی و سایر روان درمانی ها که تاکید زیادی بر گذشته دارند به اشتباه فرض را بر این می نهند که اگر کودکان در سالهای اولیه کودکی از سوی والدین خود طرد شوند،افرادی پرتوقع خواهند شد و احساسات آنها جریحه دار می شود و از خود متنفر می شوند اما جریحه دار شدن احساسات آنها امری انتخابی ست و به بی عدالتیهای والدین شان بستگی ندارد بلکه احساسات آنها به این دلیل جریحه دار میشود که بالجبازی ها وبدون واقع بینی براین موضوع اصرار می ورزند که والدین آنها هرگز عادلانه رفتار نمی کنند بنابراین جدای از اینکه گذشته شما چه بوده دلیل آنکه چرا حالا هم همین حالات را دارید حفظ افکار غیر واقع بینانه وغیر عاقلانه اولیه شماست به طور کلی ریشه اختلالات هیجانی ما اعتقادات نامعقول ماست وظیفه ما در اینجا این است که ابتدا باورهای غیر واقع بینانه اصلی خودرا مشخص کنیم و سپس بر اساس اطلاعاتی بهتر و افکاری صحیح به تغییر آنها بپردازیم. آیا استفاده از استدلال و عقلانیت همیشه کار عاقلانه ای است؟ انسانها مخلوقاتی بسیار عاقل و موجوداتی هستند که از مغز خود حداکثر بهره را می برند در عین حال گرایش شدیدی دارند تا اعمال بسیار مسخره و ابلهانه ای توام با پیشداوری انجام دهند همانطور که اصول آموزش رفتار عاقلانه و زندگی عاقلانه نشان می دهد منظور ما یک نوع رویکرد بسیار عاقلانه است که دلیل تراشی یا عقلانی کردن جایی در آن ندارد بهره گیری از عقل به منظور دوری از ناراحتیهای هیجانی به سلامت شما کمک خواهد کرد و از شما موجودی عاقل می سازد ولی دلیل تراشی و عقلانی کردن موجب می شود تا رفتارهای روان رنجورانه خود را تا ابد ادامه دهید. غم و یاس را از خود دور کنید؟ هر کسی که می گوید با پیروی از فلان قاعده می توان همیشه شاد بود،حرف احمقانه ای زده است اما می توان این هنر را که هرگز احساس غم و یاس نکنیم،یاد گرفت البته پیش بینی اینکه چه چیزی ما را شدیدا" ارضا می کند فقط از طریق بررسی تجارب عملی مان و آزمودن آن امکانپذیر است. برخورد با نیاز شدید به تائید برخی از باورهای سخت،غیر عاقلانه و غیر منطقی ما باعث می شود تا نتوانیم زندگی بدون اضطراب و خصومتی داشته باشیم ،یکی از این باورها که ما آن را باور غیر عاقلانه شماره می نامیم این است که: (ما باید تایید و محبت دیگران را جلب کنیم ) از بین بردن ترس افراطی از شکست نیاز شدید به عشق به اندازه کافی شما را غمگین خواهد کرد. اما طرز فکر دیگر یعنی باور غیر عاقلانه دیگر شماره این است که :( همیشه باید ثابت کنم که آدم باکفایت ، شایسته و موفقی هستم) اگر چه موفقیت منافع زیادی برای انسان دارد اما باید دانست که پرستش متعصبانه الهه موفقیت هم ناراحتیهایی را به همراه خواهد داشت. اگر معتقد باشید که باید در تمامی زمینه ها آدم با کفایت و لایقی باشید چاره ای ندارید جز آنکه خودتان را یک انسان بدانید و یا یک آدم حقیر. چگونه از سرزنش خودمان دست بکشیم و زندگی جدیدی را شروع کنیم.
چطور بر اثر ناکامی افسرده نشویم طرز فکر غیر عاقلانه شماره¯:( اگر چه وقتی به خواسته های خود نمی رسید احساس تاسف ، نارضایتی یا ناخشنودی می کنیداما لزومی ندارد که این مسئله را فاجعه آمیز یا وحشتناک بدانید .) روش منحرف کردن حواس یک مسکن موقتی به حساب می آید و راه حل قطعی نیست البته این روش وقتی برای کاهش مشکلات روانشناختی به کار می رود اثرات جانبی نامطلوبی هم دارد . گاهی به جای حمله به افکار غیر عاقلانه اصلی آنها را تشدید می کنیم. به طور کلی نمی توان راه آسان و پخته ای برای واکنش به ناکامی توصیه کرد . دشوارترین راه پیروی از فلسفه هایی است که مروج ترک دنیا هستند .درمانهای تخلیه ای هم بی ارزش نیستند و گاهی سودمند هستند اما دلیل سودمندی آنها این است که در این درمانها شاهد روشهای قوی شناختی ، ابراز وجود، مبارزه با شرم و جنبه های فلسفی دیگری هستیم که از چشم پیروانش دور مانده است.پس ابراز و بیان احساسات یکی از بخشهای مهم درمان است اما اگر برداشتهای پخته نیز چاشنی کار شود ، آنگاه می توانیم برخی از این احساسات را تغییر دهیم. کنترل سرنوشت خود مردم اکثراً وقت و انرژی زیادی صرف انجام کاری غیر ممکن یعنی تغییر دادن اعمال دیگران و کنترل آن می کنند و به اشتباه تصور می کنند که قادر به انجام عملی قابل اجرا یعنی تغییر دادن افکار یا اعمال خودشان نیستند . آنها سخت پایبند طرز فکر غیر عاقلانه شماره هستند و به ندرت با آن مبارزه می کنند . این طرز فکر به شرح زیر است: غلبه بر اضطراب تفکر غیر عاقلانه شماره 1 :(اینکه فرد به مسائل خطرناک بیش از اندازه فکر می کندو نگران است.) اگر با وجود تلاش برای مبارزه با این اضطراب و کسب موفقیت دوباره مضطرب شدید تعجب نکنید. انسانها از هر آنچه قبلاً برای آنها ترسناک بوده است ، باز هم می ترسند هر چند دیگر برایشان ترسناک نباشد. حتی وقتی با رفتن به جاهای بلند بر ترس خود از بلندی غلبه می کنید باز هم ممکن است گاهی از بلندی و سقوط از آن بترسید. در این مواقع ترس خود را بپذیرید و بار دیگر با آن مبارزه کنید غالباً با این کار ترس شما زود برطرف خواهد شد. در این رابطه یادتان باشد که فناپذیرید و ذاتاً محدودیتهایی دارید . همچنین یادتان باشد که نمی توانید به طور کامل بر ترسها و اضطراب ها غلبه کنید و زندگی یعنی جنگ دائمی با نگرانی های نامعقولنه .اگر در این جنگ هوشمندانه و بدون غفلت عمل کنید، تقریباً از نگرانی های غیر ضروری خود خلاص خواهید شد. خویشتندار شدن باورغیر عاقلانه شماره 2 : (آسانترین راه آن است که از روبرو شدن با مشکلات زندگی اجتناب کنیم و از زیر بار مسئولیتها شانه خالی کنیم و سعی نکنیم دنبال خویشتنداری باشیم که البته پاداش دهنده تر است .) بازنویسی تاریخچه شخصیتی تصور غیر عاقلانه شماره 3 : (گذشته ما بسیار مهم است و هر چه که در گذشته بر ما تاثیر زیادی گذاشته حالا نیز حتماً بر احساسات و رفتار کنونی ما تاثیر می گذارد.) پذیرش واقعیت بله واقعیت تلخ است اما با این حال نباید ناامید شویم. طرز فکر غیر عاقلانه شماره ´ : ایجاد علاقه و غلبه بر تنبلی طرز فکر غیر عاقلانه شماره 4 :( با تنبلی یا عدم تحرک یا با خوشگذرانی های منفعلانه و غیر متعهدانه می توان به شادی کامل دست یافت.) زندگی عاقلانه در دنیای غیر عاقلانه به سختی می توان دنیایی غیر عاقلانه تر از جامعه کنونی ما پیدا کرد .
کلمات کلیدی:
|
| خانواده |
| ساعت ۸:٢٥ ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٥ |
|
مقدمه خانواده یک واحد اجتماعی است و به مجموعه ای از افراد که با هدف و منافع مشترکی گرد هم آمده اند اطلاق می شود . خانواده اصلی ترین و کوچکترین واحد سازنده یک جامعه است . زنان و مردان با تشکیل این واحد اجتماعی به دنبال کسب راههای جدیدی برای طی راه کمال هستند این فضا زمینه ساز رشد جسمانی،اخلاقی،اجتماعی،عقلانی، عاطفی و روانی کودکان است . نقش و اهمیت خانواده : با اینکه خانواده هسته ای کوچک از اجتماع است در حیات اجتماعی مردم نقش و تاثیر فراوان دارد. خانواده هسته اولیه همه سازمانها و نهاد های اجتماعی است و همه نقشهای مربوط به ایجاد تمدن و انتقال مواریث و رشد و شکوفایی انسانیت به آن مربوط می شود. همه سنت ها و آداب از طریق خانواده به نسل جدید انتقال می یابدو ساخت و مشی آن در سکون یا اضطراب جامعه موثر است . خانواده طبیعی : از ویژگیهای خانواده متعادل می توان به این موارد اشاره کرد: محبت کردن به یکدیگر : محبت باید بین اعضای خانواده جاری باشد و زن و شوهر بایستی به یکدیگر عشق و محبت داشته باشند و آن را ابراز کنند. در بعضی جوامع سنتی عقیده این بود که محبت نباید به صورت کلامی عنوان شود آنها تصور می کردند چنانچه محبت به صورت کلامی ابراز شود در طرفین حس خود خواهی و غرور به وجود می آید در حالی که امروزه شاهد هستیم چنانچه بین زن وشوهر محبت کلامی وجود نداشته باشد نوعی(( طلاق عاطفی)) شکل می گیرد و همین مسئله کدورت بسیار زیادی را بین آنها سبب میشود.
مجاورت، نزدیکی و در کنار یکدیگر قرار گرفتن بین زن و شوهر انس و الفت بوجود می آورد، آن دو در پی محرمیت پس از عقد ازدواج از مصاحبت و روابط جنسی پایداری در زندگی برخوردار می شوند. روابط جنسی بین زن و شوهر در طول سالهای زندگی باعث رشد و نوعی پیوستگی بین آنان می شود، برعکس زن و شوهری که تماس فیزیکی بین آنها برقرار نیست و هیچگونه رابطه جنسی با یکدیگر ندارند به تدریج روابط سردی بین آنها حاکم می شود، البته تماس فیزیکی بین زن و شوهر فقط شامل روابط جنسی نمی شود بلکه آنها می توانند از تماس فیزیکی دیگر نیز بهره مند شوند؛ برای مثال زمانی که می خواهند از منزل خارج شوند یکدیگر را ببوسند یا زمانی که با یکدیگر صحبت می کنند دست های هم را بگیرند،توانایی ارتباط و تبادل نظرازطریق گفتگونیزباعث گرمی وصمیمیت می شود. ذکر خصوصیات مثبت یکدیگر : یکی از نیاز های زن و شوهر این است که برای یکدیگر مطرح باشند و مورد تایید هم قرار بگیرند . لازم است رفتارهای مثبت یکدیگر را ستایش و تحسین کنند ، نه تنها رفتارهای مثبت باید تایید شوند بلکه صفات و ویژگیهای ظاهری فرد نیز بهتر است تایید و تحسین شود، به این وسیله زوجین نسبت به هم نظر مثبت و بهتری پیدا می کنند. قدر دانی و تشکر از یکدیگر: در خانوده ی طبیعی و متعادل زن و شوهر از یکدیگر به خاطر کارها و وظایفی که انجام می دهند قدر دانی و تشکرمی کنند فرهنگ قدردانی و تشکر کردن چنانچه در خانواده شـــکل بگیردکودکان نیز آن را یاد می گیرند و به نوبه خود از والدین ودیگران قدردانی و تشکر می کنند. احترام در خانواده : احترام گذاشتن به یکدیگر یکی از ویژگیهای مهم خانوادهای طبیعی است. احترام متقابل، در سخن گفتن و به طور کلی در رابطه و تعامل مطلوب معنا پیدا می کند . به طور خاص نیز احترام گذاشتن در صحبت کردن با یکدیگر بسیار مهم است، از ذکر خصوصیات منفی یکدیگر در حضور جمع بایستی خود داری شود بعلاوه هنگام صحبت کردن نباید حرف همدیگر را قطع کرد. چنانچه یکی از زوجین در موضوعی اطلاعات بیشتری دارد نباید آن را به رخ طرف مقابل بکشد. حفظ احترام خانواده های طرفین نیز اهمیت ویژه ای دارد. پرستاری هنگام بیماری : زن و شوهر در طول زندگی مشترک ممکن است دچار بیماریهای جسمانی یا روانی بشوند وظیفه آنها این است که هنگام بیماری دیگری نهایت تلاش را در پرستاری از او به کار بگیرند ، در مواقع بیماری و سختیهاست که انسانها به یکدیگر نیاز دارند و در چنین مواقعی است که رفتار همسر که نشانگر شخصیت، ادراک و طرز تفکر اوست، بیشتر متجلی می شود. دلجویی هنگام بحران و گرفتاری : در زمان بحران همسران بایستی به یکدیگر روحیه بدهند.و از سرزنش کردن و مقصر جلوه دادن یکدیگر به طور جدی خودداری کنند در چنین مواقعی است که همسران به حمایت و پشتیبانی یکدیگر نیاز دارند. مشورت کردن با یکدیگر : در خانواده های طبیعی زن و شوهر در مورد مسائل زندگی با یکدیگر مشورت می کنند با این عمل نگرانیها تخفیف می باید و آنها از حمایت های فکری ، عاطفی و معنوی برخوردارمی شوند. ارتباط با خانواده همسر : زن و مرد بایستی خانواده ی طرف مقابل را همانند خانواده ی خود بپذیرد و برای آنها احترام قائل شود لازم است خانواده های یکدیگر را مورد بی احترامی قرار ندهند، چون اینگونه رفتارها موجب افسردگی ، دلزدگی و سردی رفتار بین زوجین خواهد شد. صداقت ، درستی ، اعتماد: از هرگونه پنهان کاری ، دروغگویی و تهمت زدن به یکدیگر بپرهیزید. وظایف و کارکرد خانواده : خانواده عهده دار وظایف مهم و فوق العاده ای است که اهم آن عبارتند از :1-بقای نسل 2- پرورش نسل و مراقبت از آن به سبب حفظش از خطرات گوناگون 3- صمیمیت و نزدیکی تنگاتنگ با اعضا و همرنگی و همدلی و تعاون4- تکمیل و تکامل و ایجاد زمینه امن و آسایش در خانواده به گونه ای که امکان عبادت خدا وموجبات رشد، از هر حیث فراهم شود. نقش و اهمیت خانواده : خانواده تنها نظام اجتماعی است که در همه جوامع ، از مذهبی و غیر مذهبی، پذیرفته شده و در جوامع گوناگون دارای نقش ، پایگاه، و منزلت های گوناگون است ، با اینکه خانواده هسته ای کوچک از اجتماع است ، در حیات اجتماعی مردم نقش و تاثیری فراوان دارد. خانواده هسته اول همه سازمانها و نهاد های اجتماعی است ، همه نقش های مربوط به ایجاد تمدن و انتقال مواریث و رشد و شکوفایی انسانیت، به آن مربوط می شود و نیز همه سنت ها ، عقاید و آداب و ویژگیهای فردی و و اجتماعی از طریق خانواده به نسل جدید انتقال می یابد. جامعه متشکل از خانــواده هاست ، مختصات آن از طریق روابط خانوادگی قابل توصیف است. اثر وجودی مفید و یا زیانبخش آن، به جامعه هم می رسد. ساخت و مشی آن در سکون یا اضطراب جامعه موثر است . انگیزه ی اعضایش، درانگیزه های اجتماع تاثیر می گذارد. چگونگی مشی و سبک زندگی آن در اخلاق جامعه و در صحت یا بیماری آن نقش موثر دارد. نتیجه گیری : اعضای خانواده از ابعاد مختلف بایستی ثبات و پایداری داشته باشند ، حتی اگر نیروها و عواملی این تعادل را از بین ببرند، اعضای خانواده باید بتوانند به کمک مهارتهای لازم، تعادل را به خانواده بر گردانند. در یک خانواده طبیعی و متعادل اعضای خانواده از سلامت فکر و روان برخوردارندو چنانچه مشکلی پیش اید به سرعت آن را تشخیص داده و و اقدامات لازم را جهت رفع آن انجام می دهند. منابع : - سروش بانوان – دی ماه 1385 سال هفتم شماره 78 دکتر سیما فردوسی روان شناسی خانواده - اینترنت
کلمات کلیدی:
|
| شاد بودن معجزه نمی خواهد |
| ساعت ۱٠:۱٢ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٥ |
|
با شادی دعوا نداشته باشید! در دنیایی زندگی میکنیم که مملو از انسانهای بدشانس، فقر، خشونت، استرس، رقابت و انواع گوناگونی از غصه و ناراحتی است. این مسائل محیط اطراف ما را در برگرفتهاند. پس بدیهی است که بخشی از تفکر روزمره ما به این مسائل و مشکلات معطوف شود. اما عقیده پذیرفته شده بر این است که رهایی از این شرایط تنها در دست خود انسانهاست. در حقیقت این خود انسانها هستند که هم میتوانند خود را درگیر مشکلات غمبار زندگی کرده و در عین حال محیط شاد و با طراوتی برای خود ایجاد کنند. تغییر نگرش این نخستین گام و در عین حال مهمترین بخش از فرآیند شاد کردن محیط زندگی است. براساس این استراتژی فرد باید به این نتیجه برسد که از لحاظ روحی و روانی نیز باید خود را آماده پذیرفتن شرایط محیطی جدیدی کند. زمانی که شخص درگیر مسائل مختلف زندگی است و دوست دارد که پذیرای شادی و نشاط باشد، به نوعی درگیر «تغییر» خواهد شد پس آمادگی برای این تغییر شرایط بسیار مهم است. بنابراین پیش از به خواب رفتن، ذهن خود را برای فردایی تازه و گام برداشتن به سوی از بین بردن تک تک موانع در این فرآیند آماده کنید. در این صورت فردا که از خواب برمیخیزید بسیار سبکتر و با روحیهتر خواهید بود. ![]() یک لبخند بزرگ بزرگ... یک لبخند بزرگ میتواند بهترین نشانه برای یک تفکر و روحیه شاد باشد. این کار نه تنها موجب میشود که احساس بهتری داشته باشید، بلکه آهنگ بهتر و شادیتر برای ادامه روز و انجام سایر فعالیتهای روزمره ایجاد میکند. در حقیقت با همین تک لبخند بزرگ میتوانید به زندگی خود آهنگ دلنشینی ببخشید. از آن گذشته با این کار توجه و علاقه شمار بیشتری از مردم را به سوی خود جلب میکنید، افرادی که خود عمدتاً درگیر مسائل زندگی هستند و به دنبال فرار از این شرایط سراغ افرادی نظیر شما را میگیرند. مراقب تنبلی فکرتان باشید این یک خواسته طبیعی برای هر انسانی است که میخواهد شادی را در زندگی تجربه کند. سعی کنید همیشه خود را تیررس دیدگان افراد زیادی ترسیم کنید که حالات و رفتار شما را به صورت لحظه به لحظه دنبال میکنند. همیشه از ذهنتان کار بکشید. حتی اگر فرد پیر و بازنشستهای شدهاید، خود را سرگرم کنید تا همواره بر شمار سلولهای مغزیتان افزوده شود. شطرنج بازی کنید. از انجام بازیهای ویدئویی لذت ببرید، جدول حل کنید و با فکر کردن و پیدا کردن پاسخی مناسب برای معماهای مختلف، شرایط را برای شاد شدن یا حفظ شادی در زندگی مهیا کنید. پیش از به خواب رفتن، ذهن خود را برای فردایی تازه و گام برداشتن به سوی از بین بردن تک تک موانع در این فرآیند آماده کنید. در این صورت فردا که از خواب برمیخیزید بسیار سبکتر و با روحیهتر خواهید بود.
نسبت به آنچه دارید شکر گذار باشید
همیشه به آینده و دستیابی به موقعیتهای برتر در زندگی فکر کنید اما در عین حال از زمان حال و شرایط فعلی خود غافل نشوید. اینگونه با خود فکر کنید که در گذشته به داشتن شرایط فعلی خود غبطه میخورید و روزی دوست داشتید که به اینجا برسید. پس اکنون که این شرایط را به دست آوردهاید، به نوعی در زندگی خود شاد هستید. پس نباید شکرگزاری را فراموش کنید. در این صورت است که از هم اکنون میتوانید به فردایی بهتر و دستیابی به موقعیتهای کاری و درآمدزایی مناسبتر فکر کنید. ... و امید به خوش شانس بودن را فراموش نکنید حتی اگر در بدترین مخمصهها نیز گیر کردهاید، اگر فردا باید بدهی سنگینی را پرداخت کنید اما پول کافی ندارید و اگر رویای بزرگی در ذهن دارید اما توانایی دستیابی به آن را ندارید، امیدتان را از دست ندهید. شانس برای آن دسته از افرادی بیشتر پیش میآید که امید خود را همواره حفظ میکنند. منبع : تبیان
کلمات کلیدی:
|
| 15روش در تصمیم گیری منطقی |
| ساعت ٩:٥۱ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٥ |
|
تصمیمگیری بخش مهمّی از زندگی را تشکیل میدهد، ما هر روزه خود بارها مجبور به تصمیمگیریهای کوچک و بزرگ هستیم. مانند: کجا برویم؟ چه بخوریم؟ چه لباسی را بخریم؟ با فلانی چگونه حرف بزنیم؟ به چه کسی رای بدهیم؟ هنگام عصبانیت چه بکنیم؟ چه شغلی، دوستی و یا همسری را انتخاب کنیم؟ و ... . راهکارهای تصمیمگیری درست و منطقی: منبع: تبیان
کلمات کلیدی:
|
| باورهای منطقی در مورد انتخاب همسر |
| ساعت ٢:۱۳ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٩ |
|
باورهای منطقی در مورد انتخاب همسر
فرآیند انتخاب همسر برای هر فرد بالغ و مجرد، مرحله ای بسیار مهم و اغلب دشوار محسوب میشود. شاید کمتر انتخاب دیگری ممکن است تا این اندازه در طول زندگی زوجها مرکز توجه و بسیار با اهمیت تلقی گردد.
اما متأسفانه، در بحبوحهی دروان معاشقه (نامزدی) افراد جوان اغلب بی ملاحظه میشوند و مشکلات اساسی را در ازدواج نادیده میگیرند و یا این که آنها را بررسی نمیکنند. علاوه بر این نگرشها و عقاید خاصی در جامعهی ما رواج یافته است که موجب نا امیدی و نارضایتی در فرآیند انتخاب همسر میگردند. در این میان برخی از عقاید و باورها در فرآیند ازدواج و انتخاب همسر غیرمنطقی و محدود کننده به نظر میرسند.
باورها و یا عقاید غیرمنطقی (محدود کننده) درباره انتخاب همسر که به عنوان باورهای شخصی تعریف شدهاند:
الف- زمان ازدواج و امتخاب فرد مورد نظر برای ازدواج را محدود میکنند.
ب - تلاش برای پیدا کردن فرد مناسب برای ازدواج را دچار افراط و یا تفریط میکنند.
ج - از بررسی اندیشمندانهی تواناییها و ضعفهای بین فردی و شناختن فاکتورهای قبل از ازدواج که در موفقیت ازدواج مؤثر هستند، جلوگیری میکنند.
د- مشکلات و موانع انتخاب همسر را تداوم میبخشند و گزینههای بعدی برای حل مشکلات را به حداقل میرسانند.
به عنوان مثال یکی از این عقاید محدود کننده میتواند اینگونه باشد که زوجها با این اعتقاد وارد زندگی شوند که تنها عشقشان نسبت به یکدیگر برای غلبه کردن بر تمام مشکلات کافی است.
نگرشها و طرز تفکر منطقی و غیرمنطقی افراد درباره فرایند انتخاب همسر به هنگام ازدواج یکی از فاکتورهای بسیار مهمی است که میتواند ازدواج را با موفقیت یا شکست مواجه نمایند.
آگاه بودن افراد دربارهی نگرشها و طرز تفکر و عقیدهی خودشان دربارهی انتخاب همسر و در پیش گرفتن نگرشی منطقی و واقعبینانه میتواند در داشتن ازدواجی موفق آنها نقش بسزایی داشته باشد.
برداشت ما از نگرش مجموعه ای از شناختها ، باورها، عقاید و واقعیتها (دانستهها) است که حاوی ارزشیابیهای مثبت و منفی (احساسات) باشد.
نُه باور غیر منطقی (محدود کننده) درباره انتخاب همسر
موضوعی که به طور وسیع در پیشینهی تجربی که در زمینهی انتخاب همسر نادیده گرفته شده است مربوط به نقش و تأثیر باورهای شخصی در فرایند انتخاب همسر میباشد. از بررسی سوابق موجود در زمینهی نقش باورها در انتخاب همسر: لارسن(1992) نُه باور غیر منطقی که افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بیان کرده است.
1 - اعتقاد به اینکه من فقط میتوانم عاشق یک نفر باشم.
شخصی که دارای این عقیده است گمان میکند که تنها یک نفر در دنیا برای ازدواج با او مناسب است. این تفکر بسیار شبیه این عقیده است که ما جایی در دنیا همزاد و یا نیمهی دومی داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل میرسد.
این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که باید به هنگام روبرو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. البته چگونه این دیدگاه به سرانجام میرسد روشن نیست. همچنین شاید این عقیده دعوت به انتظار غیر فعالی باشد برای رسیدن به دقیقه اعجاز برانگیزی که چشمانداز یک ازدواج خوب را نوید میدهد.
2 - همسر کامل
اعتقاد به تفکر که «تا زمانی که فردی کامل برای زندگی پیدا نکنم، نباید ازدواج کنم». کسی که این اعتقاد را داشته باشد شاید برای تصمیم گرفتن برای ازدواج دچار محدودیت شود چرا که هیچ فردی کامل نیست و شاید برای پیدا کردن چنین فردی باید زمانی طولانی صرف شود.
3 - تکامل خود
کسی که اینگونه فکر میکند و میگوید:«تا زمانی که نتوانم به خودم به عنوان یک همسر اعتماد کنم، نباید ازدواج کنم».
این اعتقاد نیز محدود کننده و غیر منطقی است از آن جهت که هیچ کس کامل نیست و احساس کامل بودن به عنوان یک همسر را نخواهد داشت. احساس آمادگی برای ازدواج ضروریست، اما شاید اشخاصی را برای تصمیم گیری درباره ازدواج دچار اضطراب کند.
4 - ارتباط کامل
صاحب این عقیده این چنین میاندیشد:«ما باید قبل از ازدواج ثابت کنیم که ارتباط مؤثری خواهیم داشت».
توجه به فاکتورهای پیش بینی کنندهی پیش از ازدواج بسیار عاقلانه است. مانند ارتباط خوب و مهارتهای حل مشکل و تشابه و همانندی ارزشها و عقاید. جستجوی چنین ارتباطی و چنین همسری که این مهارتها و قابلیتها را داشته باشد عاقلانه است.
با این وجود ، از آنجا که موفقیت در ازدواج را نمیتوان تضمین کرد، برای کم کردن محدودیت این تفکر میتوان اینگونه اندیشید که هیچ راهی برای تضمین خوشبختی پیش از ازدواج میسر نمیباشد.
5 - تلاش بیشتر
این اعتقاد با این تفکر شکل میگیرد که من با هرکسی که برای ازدواج انتخاب کنم خوشبخت خواهم شد به شرط آن که به قدر کافی تلاش کنم.
لارسن (1992) تأکید میکند که تلاش دو همسر برای حل مشکلات و مؤثر ساختن یک ازدواج ، دو فرد بالغ و متفکر را میطلبد. از آنجا که هر کسی آنقدر متمایل به حل مشکلات نخواهد بود. بنابراین کمیدقت در انتخاب همسر در ابتدای ضروری به نظر میرسد.
6 - عشق کافی است
فرد دارای این عقیده شاید چنین بگوید:«عاشق کسی شدن برای من دلیل کافی برای ازدواج است». جامعهی غربی عشق رمانتیک را به عنوان شرطی لازم برای ازدواج ارزشمند میشمارد.
در واقع، اشخاص کمیهستند که ازدواج را بدون عشق تصور کنند. اگر عشق به عنوان تنها معیار در نظر گرفته شود، سایر تواناییهای اساسی فردی و بین فردی از نظر دور خواهد ماند.
7 - همزیستی
این عقیده چنین است: «اگر من و همسر آینده ام قبل از ازدواج با هم زندگی کنیم، شانس وخوشبختی مان را افزایش خواهیم داد».
مرور سوابق همزیستی و موفقیتهای بعدی در ازدواج نشان داده است که افرادی که قبل از ازدواج با هم زندگی میکنند آمادگی بیشتری را برای نارضایتی از زندگی وجدایی دارا میباشند در مقایسه با کسانی که با هم همزیستی نکرده اند.
این ارتباط معمولاً با خصوصیات کسانی که همزیستی میکنند به نسبت کسانی که همزیستی نمیکنند مشکلات بیشتری در رابطه با تعهد دارند و تمایل کمتری برای ارزشمند شمردن ازدواج ونگرش مثبت تری نسبت به طلاق دارند.
8 - فرد مکمل و تضاد
در این نگرش شخص اینگونه میاندیشد: «من باید با کسی ازدواج کنم که خصوصیات شخصیتی او متضاد با خصوصیات من باشد».
اگر چه تفکر رایج مبنی بر آنکه افراد با خصوصیات کاملاً متفاوت میتوانند کامل کنندهی ضعفها و قوتهای یکدیگر باشند، اما فاکتورهای پیشبینی کنندهی موفقیت در ازدواج نشان میدهند که قویترین عامل خوشبختی ، همانندی در ارزشها، نگرشها و خصوصیات شخصی است.
9 - انتخاب باید آسان باشد
این عقیده که انتخاب یک همسر باید ساده باشد و این انتخاب حامل یک شانس و یا اتفاق است. بنابراین فرد شاید تصور کند که برای انتخاب همسر به جای عمل کردن باید در انتظار یک اتفاق بماند.
چنین فردی در انتظار شانسی برای دیدار و عشق در اولین نگاه است بدون آنکه از تفکر محتاطانه آمادگی لازم، یا انجام عملی برای نزدیک تر شدن به هدف ازدواج کمک گرفته شود. مواردی که عنوان شدند فقط تعدادی از نگرشها و باورهای غیر منطقی افراد نسبت به انتخاب همسر میباشند.
نحوهی نگرش افراد نسبت به فرایند انتخاب همسر امری بسیار حیاتی است و همچنین با درک شیوع باورهای غیرمنطقی و محدود کننده درباره انتخاب همسر در میان افراد مجرد زن و مرد، در صورتی که این نگرشها و عقاید نادرست و غیر منطقی افراد تغییر یابند و در جهت صحیح هدایت شوند، شاهد افزایش ازدواجهای مؤفق در جامعه خواهیم بود. و همچنین با توجه به مشکل ساز بودن نگرشهای نادرست، میتوان درمانگران ، مشاوران قبل از ازدواج و تعلیم دهندگان ازدواج را یاری کرد تا به افراد کمک کنند تا برای ازدواج بهتر آماده شوند.
منبع:
دکتر اسماعیل اسد پور - مشاوره خانواده
کلمات کلیدی:
|
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
|
|




