آیا چرخ زندگی من خوب می­چرخد؟
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٩   کلمات کلیدی:

آیا چرخ زندگی من خوب می­چرخد؟

 آرام است یا تند؟ این سوالی است که هر چند یکبار ازخود پرسیده­ایم یا شاید سوالی باشد که از یکدیگر می­پرسیم اما شاید سوال مهم تر این است که چه عواملی را باید در جواب دادن به این سوال مدنظر داشت. این مقاله به چگونگی چرخه زندگی و حرکت آن به سمت جاده آرامش و زندگی شاد می­پردازد.

 

 الگوی چرخ زندگی :

 الگوی چرخ زندگی به دایره­ای که به 8 قسمت مساوی تقسیم شده است اتلاق می­شود که هر یک از این قسمت­ها به بررسی یک بعد از زندگی می­پردازد. مطابق شکل کار و درآمد مالی، سلامتی، تفریح و سرگرمی، عشق، خانواده، یادگیری و رشد، معنویت، دوستان و ارتباطات قسمت­های مختلف این دایره را تشکیل می­دهند.

   

شما به هر قسمت از زندگی­تان پس از بررسی نمره 0تا 10 را می­دهید و سپس خانه های مربوط به آن را متناسب با نمره نقطه گذاری می­نماید، پس از اتصال نقطه ها به هم چرخ زندگی خود را به دست خواهید آورد. مثلا تصویر زیر چرخ زندگی فردی است که از لحاظ مالی و رشد و یادگیری موقعیت مناسبی دارد ولی از نظر خانواده، عشق، تفریح و دیگر موارد شرایط مناسبی ندارد پس خوب نچرخیدن چرخ زندگیش و نداشتن آرامش آن متحمل به نظر می­رسد.

برای بررسی هر یک از موارد می­توانید از سوالات زیر کمک بگیرید :

کار و درآمد مالی

درآمد سالیانه شما چقدر است؟ کجا زندگی می­کنید؟ چقدر پول نقد دارید؟ دارایی شما چقدر است؟ اگر بخواهید به سطح مالی زندگی خود نمره دهید از 10 چه نمره­ای می­دهید؟ آیا از شغل خود راضی هستید؟ درآمدتان خوب است؟ چقدر جای رشد و ترقی در شغل شما وجود دارد؟ همکاران و مشتریان شما چه کسانی هستند؟

سلامتی

آیا به بیماری مبتلا هستید؟ ورزش می کنید؟ احساس می­کنید چقدر زنده می­مانید؟ بدنتان را هر چند وقت چک می کنید؟ روزانه غذای خوب و میزان آب مناسب مصرف

می­کنید؟

خانواده

آیا می توانید به خانواده خود تکیه کنید؟ چند ساعت از روز را با خانواده می­گذرانید؟ آیا با آنها خود به تفریح می­روید؟ برای در کنار آنها بودن مشتاقید؟ آیا به خانواده خود افتخار

می­کنید؟

عشق و ازدواج

از ازدواج خود راضی هستید؟در زندگی مشترک چقدر احساس یکنواختی می­کنید؟ آیا ازدواج را به عنوان نقطه ی درخشان و آرامش بخش در زندگی می­دانید؟ آیا کسی را دارید تا به او عشق بورزید؟ آیا کسی عاشق شماست؟

یادگیری و رشد

آیا همیشه در حال یادگیری هستید؟ به طور متوسط در ماه چه تعداد کتاب می­خوانید؟ آیا به جای خواندن کتاب زیاد تلویزیون می­بینید؟ (تحقیق ها نشان می­دهد که مردم به صورت متوسط روزی 6 ساعت تلویزیون می­بینند یعنی چیزی حدود یک چهارم عمرشان) آیا در زمینه علم کاری خود به روز هستید؟ آیا در حال یادگیری زبان جدید هستید؟

معنویت

چه قدر حضور خدا را در زندگی خود احساس می­کنید؟ چقدر به دیگران کمک می­کنید؟ آیا انسان دوستید؟ آیا همدرد دیگرانید؟

دوستان

چه تعداد دوست صمیمی دارید؟ آیا در مواقع غم دوستانی دارید؟ دوستان شما چه کسانی هستند؟ آیا در داشتن دوست تنهایید؟ چقدر از با دوستانتان بودن لذت می­برید؟

تفریح و سرگرمی

چه میزان از وقتتان را به عنوان وقت آزاد و سرگرمی اختصاص می­دهید؟ تعطیلات را چگونه می­گذرانید؟به کجاها سفر کرده­اید؟برای اینکه سرگرم  و شاد باشید چه کارهایی می­کنید؟

نکاتی در ارتباط با چرخ زندگی که گفتن آن لازم می باشد :

 

1.متناسب بودن قسمت های مختلف چرخ زندگی به اندازه کامل بودن هرقسمت اهمیت دارد، به بیان بهتر تناسب رشد بین قسمت های مختلف زندگی هر فرد باعث زندگی نرمال­تر آن می­شود.

 

2.در بررسی هر قسمت می توان به موارد میزان موارد امنیت، رضایتمندی، میزان انرژی دریافتی، موفقیت و شکست­ها و از این قبیل توجه داشت.

 

3.می­توان برنامه ریزی زندگی را (کوتاه مدت یا بلند مدت) بر اساس چرخ زندگی انجام داد.

 

4.گاهی می­توان برای مدتی معین روی قسمتی خاص از زندگی متمرکز شد. مثلا  اگر قرار است برای آزمون خاصی آماده شوید بهتر است برای قسمت یادگیری و رشد وقت بیشتری را بگذارید.

 

5. میزان سوالاتی که برای یک قسمت از زندگی به کار می­رود کاملاً به موقعیت اجتماعی ، فرهنگی خانوادگی و... بستگی دارد مثلاً ممکن است برای افراد با درآمد مالی مختلف ، نمره 8 معناهای کاملاً متفاوتی داشته باشد یعنی فردی با درآمد 600 هزار تومان این نمره را برای خود قائل شود ولی فرد دیگری با درآمد 6 میلیون تومان به خود نمره­ای کمتر از این را بدهد.

 

 

 

 


اختلالات یادگیری
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٩   کلمات کلیدی:

تعریف: نارسایی های یادگیری یا اختلالات یادگیری را برای کودکان که با وجود هوش بهنجار در یک یا چند زمینه مانند خواندن، نوشتن ، سخن گفتن ، فهم ریاضیات دچار نارسایی در یادگیری هستند به کار می برند.

از تعاریف مختلفی که متخصصان در زمینه ی کودکان با نارسایی های یادگیری ارائه داده­اند می­توان ویژگی­های زیر را برشمرد.

1. دارای بهره هوشی تقریباً (متوسط) یا بالاتر هستند.

2. از نظر حواس مختلف (بینایی و شنوایی و ...) سالم هستند.

3. از امکانات محیطی و آموزشی نسبتاً مناسبی برخوردار هستند.

4. دارای نابهنجاری های شدید رفتاری نیستند.

5.پیشرفت آموزشی این کودکان به طور قابل ملاحظه ای کمتر از بهره هوشی، سن و امکانات آموزشی است که از آن برخوردارند، است.

 

عللی که برای شکست این کودکان در یادگیری می توان نام برد.

الف. فقدان انگیزش کافی؛            

ب. فقدان توجه و دقت لازم؛

ج.دقت بیشتر از اندازه به جزئی از کل ؛

د.فقدان هماهنگی لازم در حرکات؛

ه. جنب و جوش بیش از حد؛

و.وراثت و مسائل ژنتیکی؛

ز. عدم تعادل هورمونی؛

برآورد درصد شیوع:   

با توجه به تعاریف مختلفی که درباره­ی اختلالات یادگیری موجود است و نیز هدفها، نگرشها، معیارها، علل و مقاصد آموزشی متفاوتی که برای این گونه دانش آموزان در نظر گرفته می شود، میزان برآورد شیوع آن از 1 تا 30 درصد در نوسان است. تعداد این گونه دانش آموزان از سن 6 تا 11 سالگی به تدریج افزایش می یابد و اکثر آنان در گستره­ی سنی 10 تا 15 سالگی قرار دارند.

 

آشنایی با انواع اختلالات ویژه یادگیری (نارسایی های یادگیری)

  1. 1.      نارساخوانی

مشکلات خواندن از اساسی ترین مشکلاتی است که برای کودکانی که علی رغم هوش طبیعی قادر به خواندن نیستند به کار می رود. این گروه از کودکان ممکن است واژه های بسیاری را بدانند و به راحتی آنها را در مکالمه به کار گیرند اما قادر به درک و شناسایی نشانه های نوشتن یا چاپی نیستند برخی از این کودکان حتی می توانند واژه ها را بخوانند اما مفهوم آنها را نمی فهمند این حالت را اصطلاحاً هیپرلکسی می نامند. غالباً معلمان به علت عدم آگاهی از مشکلات ویژه این گروه از کودکان ، معمولاً آنان را در شمار عقب ماندگی ذهنی رده بندی می کنند و یا به عنوان کودکان تنبلی که کوشش برای یادگیری نمی کنند، می شناسند.

کودکان نارسا اکثراً مشکلاتی در جهت یابی فضایی، تشخیص راست و چپ ، بالا و پایین ، توالی حروف و کلمات ، هماهنگی بین چشم و دست و ارتباط بین اعضای بدن خود و دیگران دارند. نسبت پسران نارسا خوان سه برابر دختران نارساخوان است.

2. نارسانویسی

مشکلات عمده در زمینه­ی نوشتن به سه دسته تقسیم می شود.

الف. بدخط نویسی ب. اختلال در املانویسی ج. اشکال در انشانویسی

الف. بدخط نویسی: این کودکان اغلب آیینه نویسی یا وارونه نویسی (     ) می کنند یا بسیار بدخط می نویسند. احتمالاً دانش­آموزان که در گسترش مهارتهای دست نویسی دچار مشکل می باشند، نهایتاً از نوشتن گریزان هستند و این گریزانی موجب پدید آمدن حلقه­ی معیوب در نوشتن است و سالها زندگی افراد را تحت تأثیر قرار می دهد.

ب. اختلال در املانویسی: عمل املا نوشتن به دلیل انتزاعی بودن آن ، برای کودک فعالیتی دشوار است به ویژه با توجه به خودمداری کودکان، نوشتن مطالبی که دیگران بیان می دارند، برای آنان مشکل می باشد.

نوشتن پس از سایر اشکال زبان، یادگرفته می شود و لذا هرگونه مشکلی در سایر زمینه ها مانند گوش دادن، سخن گفتن و خواندن می تواند بر یادگیری زبان نوشتاری تأثیر منفی بگذارد و با توجه به اینکه معمولاً بیان محاوره­ای کلمات و نوشتن رسمی آنها در بسیاری موارد با یکدیگر تطابق ندارد، لذا برای خیلی از دانش آموزان نوشتن املا کار آسانی نیست.

عمده ترین عللی که برای نارسانویسی و دشواری در نوشتن املا ذکر می شود عبارت است از:

1.عدم توجه و دقت                      

2. ضعف مهارتهای حرکتی

3. اختلال در ادراک بینایی حروف و کلمات

4. ضعف حافظه بینایی و شنوایی     

5. انتزاعی بودن مطالب

ج. نارسایی در انشانویسی

این دانش آموزان عمدتاً با مشکلات دستوری ، مشکل در سازمان دهی متن نوشتاری ، کوتاهی جملات و پیام ها و فقدان محتوای غنی ، جملات ناتمام و بهره گیری از الفاظ و کلمات محاوره ایی روبرو می باشند

3. اختلال یادگیری ریاضی

برخی از کودکان با اشکالات ویژه در یادگیری دشواری هایی در درک مسائل ریاضی دارند. مهم ترین عواملی که سبب اختلال کودکان در ریاضیات می شود عبارت است از:

ا) فقدان آمادگی ذهنی: برای مثال کودکانی که پیش از موقع به مدرسه می روند یا مهارتهای ضروری پیش نیاز مانند توانایی تشخیص کمتر یا بیشتر ، اندازه ها و شکل هایی مختلف را برای درک مفاهیم ریاضی کسب نکرده باشند.

2) تدریس ناکافی یا نادرست: احتمالاً پاره ای از مشکلات کودکان در ریاضیات به علت تدریس ناکافی ، نادرست یا ضعیف معلمانی است که خود از آموزش کافی بهره مند نیستند.

3) عملکرد پایین هوش غیرکلامی: کودکان با دشواریهای اساسی در ریاضیات در زمینه هوش غیرکلامی با مشکل مواجه هستند ، برای مثال آنان معمولاً کمتر به بازی با معماها، ساختن مکعب ، ساختن مدل ها و مانند آن علاقه نشان می دهند بنابراین ، این گونه کودکان در سالهای شروع مدرسه از مقایسه اجسام با یکدیگر طبقه بندی آنها ، تمیز اندازه های مختلف و در سالهای بعد در اندازه گیری، درک اعداد اعشاری و اعداد کسری ، تعیین درصد با مشکل روبرو هستند.

4) ضعف حافظه­ی بینایی و شنوایی: اگر کودکی نتواند شکل اعداد و یا حاصلضرب آنها را به خاطر بسپارد و در هنگام ضرورت از آنها استفاده کند، دچار اشکال اساسی در ریاضیات است.

5) اختلال در تشخیص و درک بینایی: این گونه کودکان اگر چه از دید کافی یا قدرت بینایی لازم برخوردارند اما مشکلاتی در تشخیص و درک بینایی دارند برای مثال ، در زبان فارسی ، ریاضیات از چپ به راست نوشته می شود ، اما اعمال مربوط به جمع ، تفریق و ضرب از سمت راست به چپ و عمل تقسیم از چپ به راست انجام می گیرد این مسایل ممکن است سبب گیجی و سردرگمی کودک شود مشکلات عمده از درک بینایی این کودکان عبارت است از ، تشخیص و شناخت شکلها و طرح های هندسی ، ، جور کردن اشیاء بر اساس شکل و اندازه آنها، تشخیص حروف و کلمات از یکدیگر ، تشخیص تصویر اصلی از زمینه یا تشخیص جزء از کل.

6) اختلال در تشخیص و درک شنوایی: این گروه از کودکان با اینکه از قدرت شنوایی کافی برخوردارند، اما در تشخیص تشابهات و تفاوتهای کلمات مختلف مشکل دارند.

7) اختلال در ادراک فضایی: برای مثال ادراک مفاهیم مربوط به بالا – پایین ، چپ – راست ، زیر – رو ، شروع – پایان ، دچار سردرگمی می شوند.

معلمان و اولیاء گرامی می توانند با شناسایی و تشخیص به موقعه­ی این گونه دانش آموزان و معرفی آنها به مراکز مشاوره و راهنمایی خانواده جهت درمان گام مهمی در پیشرفت تحصیلی و افزایش اعتماد به نفس آنها بردارند.

منابع:

1.درمان اختلالات دیکته نویسی ـ دکتر مصطفی تبریزی

2. درمان اختلالات خواندن ـ دکتر مصطفی تبریزی

3.درمان اختلالات ریاضی ـ دکتر مصطفی تبریزی

4. اختلالات یادگیری – دکتر عزت الله نادری ، دکتر مریم سیف نراقی

 


جوان و مشاوره
ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳۱   کلمات کلیدی:
     

جوان و مشاوره 


مشورت ادراک و هشیاری دهد
عقلها مرعقل را یاری دهد
گفت پیغمبر بکن ای رأی زن
مـشورت کالمستشار مؤتمن(1)

مشاوره یعنی «پیوند عقل‏ها با عقل خود» یک اصطلاح عام است که در برگیرنده ی فرایندهای متعددی نظیر مصاحبه، اجرای آزمون، راهنمایی، توصیه و سایر موارد مربوط به این امور است.
هدف مشاوره، یاری رساندن به فرد به منظور حل مشکلات او، طرح و نقشه برای آینده ی وی، تغییر نگاه و نگرش شخص به حیات و زندگی و کمک هایی فکری از این قبیل است.
روان شناس مشاور کسی است که با تخصص خود در زمینه ی راهنمایی و هدایت رفتاری، مسائل و مشکلات ازدواج، انتخاب شغل و حرفه، امور اجتماعی، مسائل تحصیلی و آموزشی و سایر موارد مربوط به دیگران کمک می‏کند.
مشاوره برای جوانان، از دو مفهوم مکمل برخوردار است، یکی آنکه دیگران با آنان مشورت کنند و دیگر اینکه آنان بتوانند با اطرافیانشان به مشورت بپردازند.

آثار مشاوره با نسل جوان

1- ورزیدگی نیروی فکر و اندیشه

مشاوره با جوان نیروی فکر و اندیشه او را عمیق‏تر و ورزیده‏تر می‏کند، زیرا اصل مشورت، اتصال عقل دیگران با عقل خویش است و هر موقعیت مشاوره‏ای، جوان را در برابر پرسشی قرار می‏دهد که لازم می‏داند به خوبی بیندیشد، و پاسخی شایسته ارائه کند و در حقیقت چنین فرصتی، زمینه را برای رشد و پرورش نیروی عقلانی، فراهم می‏نماید و او را از جامع‏نگری و پختگی فکری بیشتری در مقایسه با همسالان خود که در چنین شرایطی نیستند، برخوردار می‏سازد.

2- تأییدی بر احساس کفایت و قابلیت

پذیرش شخص در خانواده یا جامعه، باعث مراجعه افراد و کسب آراء و نظرات اوست. مشورت با جوان تأییدی بر احساس قابلیت فکری و کفایت عقلانی اوست و هر اقدام مشاوره‏ای، پاسخی به نیاز جوان برای پذیرش و مقبولیت نزد دیگران است و حاصل آن، افزایش میزان اعتماد به نفس فرد خواهد بود.

3- برداشت جدیدی از مسئولیت

جوان پس از هر مشورتی که دیگران با وی ترتیب می‏دهند، برداشت جدیدی ازاحساس مسئولیت پیدا می‏کند. این امر به ویژه در خانواده بیشتر احساس می‏شود، زمانی که والدین با فرزند جوان خود به مشورت می‏پردازند، وی این گونه استنباط می‏کند که او در این زندگی منزوی، غریبه و جدا یا دور افتاده از دل‏ها و دیده‏ها نیست، بلکه متعلق به این زندگی است، چون برای پیشرفت و بهبود همین زندگی از وی نظرخواهی می‏نمایند، لذا احساس مسئولیت بیشتری نسبت به خود و اطرافیان پیدا می‏کند.

4- کمتر شدن فاصله‏های عاطفی

مشورت نوعی پیوند عاطفی و فکری است که صورت ظاهری آن جنبه ی فکری داشته و جنبه باطنی آن رنگ و لعاب عاطفی دارد. هر مشورتی که با نسل جوان انجام می‏شود، «فاصله‏های عاطفی» کمتر می‏شود و احساس انس و محبت بین افراد با جوان بیشتر و بیشتر می‏گردد.

5- نوعی آموزش غیر مستقیم به نسل جوان

مشورت با نسل جوان نوعی آموزش غیر مستقیم محسوب می‏شود، زیرا وی از رفتار والدین و اطرافیان می‏آموزد که افراد بالغ به مشاوره به وی توجه دارند و چنین همّت مبارکی از سوی اطرافیان نه تنها با غرور و عزّت نفس آنان اصطکاک ندارد، بلکه جوان را آماده ی جمع‏نگری به جای «تکروی در زندگی» و بهره‏وری از مصلحت‏اندیشی و تجربیات دیگران در چهره مشاوره می‏نماید.

شرایط مشاوره نسل جوان با دیگران:

ویژگی‏های یک مشاور برای جوانان، با دیگر مشاوران در سطح عموم جامعه، به طور ریشه‏ای و شیوه‏ای متفاوت است؛ فراهم ساختن این شرایط باعث ایجاد تفاهم و اعتماد متقابل نسل جوان با اطرافیان است تا به طور سهل و ساده و به دور از هر گونه اضطراب و دلهره این مهم انجام شود.
بی‏دلیل نیست که در آموزه‏های دینی نخستین ویژگی مشاور «عقل و خردورزی» و سپس «دلسوزی» بیان شده و برکات آن «رشد و شکوفایی»، «یُمن و برکات بسیار» و «توفیق از پروردگار سبحان» معرفی گردیده است.(2)
کسانی که جوانان آنها را به عنوان مشاور برمی‏گزینند، بدون تردید باید واجد صفاتی برتر از معلّمان و مربیان نسل جوان باشند، همچون مبلغان دینی در دانشگاهها، افزون بر «دانش» موردِ نیاز جوانان، با «روش» گفتگو، جذب مخاطب و جلب اعتماد جوانان آشنا باشند و به دور از هر گونه ظاهرسازی، خاضعانه و خالصانه و در عین حال عالمانه و خردمندانه، ریشه‏های درد را بشناسند و پس از پایان سخن مشورت کننده، به شیوه‏های درمان رو کنند تا جوانان در فضایی با تفاهم و مبتنی بر اعتماد متقابل دفتر زندگی خود را بگشایند و سطر سطر مطالب خود را به صورت مشورت مطرح نمایند.

ویژگیهای مشاور نسل جوان

از مجموع صفات برجسته ی مشاورِ جوانان، به این ویژگیهای والا می‏توان اشاره کرد:

1- سرمایه گذاری عاطفی

سطح سرمایه گذاری عاطفی بیشتر از سطح تبادل عاطفی است، در اولی دلجویی مشاور از مراجع مورد نظر مطرح است ولی در دومی، جریان داد و ستد عاطفی در حد تعادل میان دو شخصیت به میان می‏آید.
به یقین چنین سرمایه گذاری برای همگان به ویژه نسل جوان با توجه به احساسات پاک و اعتماد ارزشمندی که به انسان‏های وارسته و خالص می‏کنند، ضرورتی بیشتر و بهتر خواهد داشت.

2- ثبات عاطفی

فرد در صورت برخورداری از عواطف با ثبات و یکدست در مراحل مختلف زندگی می‏تواند، اعتماد جوان را جلب کند و او را به گفتگو و مشاوره ترغیب نماید. والدین بیش از دیگران باید واجد چنین صفتی باشند.

3- تواضع و فروتنی

در مناسبات انسانی، نفوذ اخلاقی و جلب اعتماد دیگران در شرایطی امکان‏پذیر است که ارتباط افقی حاکم باشد. این امر در روابط متقابل جوانان و دیگران چشمگیرتر و تعیین کننده‏تر است. زیرا جوانانی که احساس می‏کنند، مشاور از موضع برتر و موقعیت اقتدار با آنان مواجه می‏شود، دست به مقاومت می‏زنند و عکس‏العمل مخالفی از خود بروز می‏دهند.

4- نیازشناسی جوانان

آگاهی و درک کامل اطرافیان به ویژه والدین از نیازهای مهم سنّی و مشکلات این دوران، توانایی خاصی به آنان می‏بخشد تا بر اساس نیازهای آنان، روش‏هایی را اتخاذ نمایند که به نتیجه ی مطلوب، یعنی تفاهم کامل منجر شود.

5- ارزش‏های اخلاقی

پای‏بندی به یک نظام اخلاقی استوار، متقن و مستحکم الهی، اعتماد جوانان را به خوبی جلب می‏کند.(3) هرگاه نسل جوان ما انسان آگاه و هوشیاری را بنگرند که امواج زندگی و توفان شبهات او را عاجز و ناتوان نمی‏کند و چونان نخل استوار و تنومندی، سربلند و پر استقامت به اعتقادات دینی و دلبستگی‏های الهی خود معتقد است، در تمامی عرصه‏ها برتر از نزدیکان و اطرافیان به او اعتماد می‏کنند و چونان امینی رازدار و پدری مهربان یا برادری دلسوز و آگاه، تمامی فرازها و فرودهای حوادث زندگی خود را با او در میان می‏گذارند و از وی مدد می‏گیرند. به راستی چنین کامیابی برای یک مشاور، بهترین موفقیت و سربلندی محسوب نمی‏شود؟!
آری:
دل را نگاه گرم تو دیوانه می‏کند
آیینه را رخ تو پری خانه می‏کند
آزادگان به مشورت دل کنند کار
این عقده کار سبحه صد دانه می‏کند(
4)


آنچه والدین باید درباره اینترنت بدانند
ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳۱   کلمات کلیدی:

دور از خطر نگهداشتن کودکان در اینترنت به این معناست که به آنها بیاموزیم کاربری هوشمند و مسئول بوده و به فضای مجازی مانند یک "بازی" نگاه نکند. اینجا توصیه‌هایی برای ایمنی اینترنتی در هر گروه سنی ارایه شده است که توجه شما را به آنها جلب می‌کنیم.

به فرزندان خود بیاموزید که:
• قبل از کلیک کردن به این فکر کنند که: با چه کسی در حال گفت‌وگو (chat) یا نامه‌نگاری هستند، در حال گفتن چه مطلبی هستند و از چه لحن و شیوه‌ای برا گفتن آن استفاده می‌کنند؟ آیا شخصی که در سمت دیگر این گفتگو قرار دارد متوجه شوخیهای آنها می‌شود؟
• قبل از واکنش نشان دادن به موضوع آنلاینی که موجب ناراحتی آنان شده است، میز کامپیوتر را ترک کرده و چند نفس عمیق بکشند.
• از شایعه پراکنی، همکاری در اذیت و آزار دیگران و دادن اطلاعات خصوصی و گفت‌وگوهای خودمانی در اینترنت خودداری کنند.
• قانون طلایی فضای مجازی را رعایت کنید: هرگز کاری را که در زندگی واقعی انجام نمی‌دهید، در اینترنت هم انجام ندهید.

خودتان هم موارد ایمنی را رعایت کنید:
• نرم‌افزار ضد spyware و adware را بر روی کامپیوتر خود نصب کنید.
• از سلامت و به روز بودن firewall خود اطمینان حاصل کنید.
• یک نرم افزار ضدویروس بر روی رایانه نصب کرده و آنرا به طور منظم به روز نمایید.

نکات ایمنی در سنین دبستان زیر هشت سال
• از فناوری‌های فیلترینگ یا کنترل والدین parental control استفاده کنید. به جای فیلتر کردن سایت‌های "بد" هر موردی که با آن موافق نیستید را مسدود کنید.
• درباره اینکه آیا فرزندتان واقعا به داشتن یک آدرس ای-میل یا سیستم‌های پیام رسانی نیاز دارد، فکر کنید. اگر پاسخ مثبت است، تمام ارتباطات به غیر از فهرست گیرندگان و فرستندگان مورد تایید خود را فیلتر کنید و مراقب باشید که فهرست دوستانش، طولانیتر از رقم سنش نباشد و شما همه آنها را در زندگی واقعی، بشناسید.
• وب سایت‌های مورد علاقه آنها را در بخش نشانک یا Bookmark قرار دهید تا برای پیدا کردن آنها نام سایت را اشتباه تایپ نکرده و از سایت "بد" سر در نیاورد.
• از موتورهای جست‌وجوی کودکان مانند Yahooligans و Ask Jeeves استفاده کنید.
• زمان حضورشان در اینترنت را به نیم ساعت در روز محدود کنید، مگر اینکه در حال انجام دادن یک برنامه خاص درسی باشند.
• فعلا اجازه اسفاده از بازی‌های اینتراکتیو (interactive) مانند X-Box Live یا شبکه آنلاین (Playstation) را به آنها ندهید. در عوض به سایت‌هایی چون Toontown بروید.
• تا جایی که می‌توانید در کنارشان بنشینید و ببینید که در اینرنت به کجا می‌روند، چه چیزی برایشان جالب است و هر سوالی که فکر می‌کنید بپرسید و به تمام سوالات او پاسخ دهید.
• به آنها بگویید که قبل از فرستادن هر مطلبی اعم از مشخصات شخصی یا مطالب دیگر از طریق ایمیل، IM یا قرار دادن آن در بلاگ و وب سایت، نظر شما را جویا شوند.
• در اوغات فراغت به دنبال سایت‌های سالمی بگردید که بتوانید به او معرفی کنید. فهرستی از این سایت‌ها در WiredKids.org موجود است.

8 تا 10 سال
• اگر فرزندتان نمی‌تواند وارد سایت‌هایی که از طرف مدرسه معرفی شده یا سایت‌های مناسب با سن خود شود، میزان فیلترینگ کامپیوتر را کاهش دهید.
بعضی از وب سایت‌ها مانند MSN دارای این امکان هستند که هر صفحه برای باز شدن به اجازه والدین نیاز دارد و به این منظور ای-میلی به نشانی آنها می‌فرستد و در صورت پاسخ مثبت، صفحه را باز می‌کند.
• اگر سرویس پیام فوری یا IM را فعال کرده اید، فهرست فرستندگان پیام را به اشخاص آشنا محدود کنید.
• از یک برنامه ضد pop-up یا نوارابزاری مانند گوگل استفاده کنید.
برنامه ضد ویروس و منهدم کننده نرم افزارهای جاسوس را نصب و فعال کنید زیرا دانلودهای پر ویروس از همین سنین آغاز می‌شود.
• موتورهای جست‌وجو را تغییر نداده و همچنان از Yahooligans و Ask Jeeves استفاده کنید.
• مطمئن شوید که آنها به خوبی متوجه هستند چه اطلاعاتی قابل قراردادن در اینترنت هستند و کدام اطلاعات نباید در اختیار دیگران قرار بگیرند.
• گفت‌وگوی آنلاین را با آنها تمرین کنید تا بیاموزند با غریبه های حاضر در فضای مجازی چگونه برخورد کنند.
• درباره استفاده از نرم افزارهای نظارت فکر کنید. به این وسیله میتوانید آنچه انجام می‌دهند را بررسی کنید.
• علاوه بر تهیه Back up از فایل‌ها، برنامه ضد جاسوسی کامپیوتر را مدام چک کنید. ممکن است فرزندتان هنگام کار اشتباها آن را پاک کرده یا از کار انداخته باشد.
• گذشته از موارد درسی، زمان حضور او در اینترنت را با احتساب پیام‌ها و ایمیل‌ها به کمتر از 1 ساعت در روز محدود کنید.


نکات مفید تربیت فرزندان
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳۱   کلمات کلیدی:

من فرزندانم را دوست دارم، اما پدر یا مادر بودن کاری بسیار دشوار است!

پدر/مادر بودن لذت زیادی دارد اما در عین حال کار سختی است. هیچ پدر یا مادری کامل نیست. همه ما اشتباه می کنیم. حتی پدر و مادرهای مهربانی که عاشق فرزندانشان هستند هم گاهی کارهایی می کنند که از روی قصد و غرض نیست، مثل داد زدن سر بچه ها یا بی احترامی به آنها. پس اگر فکر می کنید نمی توانید خودتان را کنترل کرده و بر اعصابتان مسلط باشید، حتماً به متخصص مراجعه کنید تا به سوء رفتار با کودکتان دچار نشوید.


گاهی اوقات خیلی خسته می شوم. آیا این طبیعی است؟

بله البته. همه ی والدین خسته می شوند. بچه ها وقت و انرژی زیادی از آنها می برند. این مسئله وقتی در زندگیتان هم مشکل داشته باشید سخت تر می شود مثل نگرانی های کاری، نگرانی برای پرداخت قبوض، یا مشکل در روابطتان. برای اینکه پدر /مادر خوبی باشید، باید مراقب خودتان هم باشید و برای حل مشکلاتتان کمک بگیرید.


وقتی خسته می شویم، چه کاری می توانیم بکنیم؟

کمی استراحت کنید. همه ی آدمها به استراحت و فراغت نیاز دارند. می توانید از همسرتان بخواهید که مراقب بچه ها باشد و خودتان به دیدن دوستان و آشنایان بروید و دفعه بعد نوبت به همسرتان می رسد که به استراحت برود. اگر با بچه ها تنها هستید و با همسرتان زندگی نمی کنید می توانید از اقوام بخواهید که گاهی از بچه ها نگهداری کنند.


گاهی اوقات از کوره در می روم و خیلی عصبانی می شوم. آیا این یعنی من پدر/مادر خوبی نیستم؟

نه اصلاً اینطور نیست. خیلی از والدین در برخورد با فرزندانشان از کوره در می روند. عصبانی شدن مسئله ای کاملاً طبیعی است، اما درست نیست که آن را سر بچه ها خالی کنید. وقتی عصبانی هستید، کمی استراحت کنید، مثلاً بچه ها را به پارک ببرید یا از یک دوست بخواهید که برای کمک شما بیاید. اگر هر روز از بچه ها عصبانی میشوید و نمی توانید عصبانیتتان را کنترل کنید، کمک بخواهید. می توانید با پزشک خانوادگیتان مشورت کنید.


آیا تنبیه فیزیکی بچه ها درست است؟

تنبیه فیزیکی بهترین راه تادیب بچه ها نیست. هدف از تادیب و تربیت بچه ها، یاد دادن خودداری به آنها است. تنبیه کردن فقط به آنها یاد می دهد که به خاطر ترس کاری را انجام ندهند. راه های بهتری هم برای تادیب بچه ها وجود دارد.

یک راه خوب برای تادیب بچه ها، راهنمایی مجدد است. با اینکار شما یک رفتار بد و ناخواسته را با یک رفتار خوب و قابل قبول جایگزین می کنید. مثلاً اگر پرتاب کردن توپ داخل خانه کار درست نیست، کودکتان را بیرون از خانه ببرید و از او بخواهید آنجا توپ بازی کند.

با بچه های بزرگتر، سعی کنید به آنها عواقب کارشان را توضیح داده و از آنها بخواهید مسئولیت کارهایشان را بپذیرند. مثلاً به پسرتان بگویید چون میز ناهار را نچیده و باید می چیده، همه باید بیشتر منتظر شام بمانند و به او توضیح دهید که به خاطر این غفلت از کارش باید بعد از شام ظرف ها را بشوید.


چطور پدر/مادری خوب باشیم؟

برای تربیت و بزرگ کردن بچه ها یک راه خاص وجود ندارد. پدر یا مادر کامل هم در هیچ کجای دنیا وجود ندارد. اما نکاتی هست که با استفاده از آنها می توانید فرزندانتان را سالم و خوشبخت بار بیاورید.

عشقتان را به آنها نشان دهید. هر روز به کودکانتان بگویید که دوستشان دارید و برای شما مهم هستند. آنها ببوسید و بغل کنید.
به حرف های بچه ها گوش دهید. وقتی به حرف های بچه ها گوش میدهید به آنها نشان می دهید که آنها هم اهمیت دارند و به آنچه که میگویند علاقمندید.
به آنها احساس امنیت بدهید. وقتی ترسیده اند، به آنها آرامش دهید و به آنها نشان دهید که مراقبشان هستید.
در زندگیشان نظم ایجاد کنید. برای غذا خوردن، خوابیدن، و بازی کردن برایشان برنامه بگذارید. و اگر خواستید تغییری در برنامه ایجاد کنید، از قبل آنها را در جریان بگذارید.
فرزندانتان را تحسین کنید. وقتی بچه ها چیز تازه ای یاد می گیرند یا رفتار خوبی از خود نشان می دهند، بگویید که به آنها افتخار می کنید.
رفتار را نقد کنید، نه کودکتان را. وقتی فرزندتان کار اشتباهی انجام میدهد، به آنها نگویید که چقدر بد هستید، درعوض بگویید، که رفتارش درست نبوده است. مثلاً به او بگویید که "دویدن در خیابان بدون اینکه مراقب آمدن ماشین ها باشد کار درستی نیست." و بعد به او بگویید که به جای این رفتار چه رفتاری باید داشته باشد، :اول به هر دو جهت آمدن ماشین ها نگاه کن و بعد از خیابان رد شو."
قوانینی ثابت و استوار داشته باشید. لزومی ندارد که قانون ها و مقررات شما دقیقاً مثل قوانین پدر و مادرهای دیگر باشد، اما باید قوانینی استوار و ثابت باشند (یعنی قوانین همیشه یکجور باشد). پدر و مادر باید قوانینی یکسان با هم داشته باشند. به پرستارهای بچه و اقوام نزدیکی از فرزندتان نگهداری می کنند نیز این قوانین را گوشزد کنید.
با کودکانتان وقت بگذرانید. کارهایی مثل کتاب خواندن، پیاده روی، بازی کردن و تمیز کردن خانه را به اتفاق بچه ها انجام دهید. آنچه بچه ها می خواهند توجه شماست. رفتار بد هم معمولاً راهی برای جلب توجه شماست.
وقتی برای تربیت بچه ها کمک بخواهم، چه سؤالاتی باید بپرسم؟

راه های خوبی برای گرفتن توصیه هایی برای تربیت فرزندان وجود دارد. کلاسهای آموزش والدین معمولاً در مدارس برپا می شود. در این زمینه مطالعه داشته باشید و کتاب های آموزش والدین و تربیت فرزندان را مطالعه کنید. با پزشک خانواده، یا مشاور خانواده مشورت کنید.

پزشک خانوادگیتان می تواند توصیه های مفیدی برای وظایف والدین به شما ارائه دهد. از سؤال کردن خجالت نکشید. بزرگ کردن بچه ها کار سختی است و هیچ کس نمیتواند آن را به تنهایی انجام دهد. پزشک می تواند شما را با مسائلی مثل اختلالات تغذیه، خوابیدن بچه ها، و نحوه آموزش دادن به آنها آشنا کند. 


← صفحه بعد